پژوهش محسن داداش پور باکر

﷽ ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ𖣔❅ 🇮🇷 𖣔༅═─ پژوهش،خوانش اسناد

تبلیغات تبلیغات

📝#حکایت‌کریم‌خان‌زند و #مردک‌چاپلوس

🍃🌸🍃🌸🍃🌸 📝#حکایت‌کریم‌خان‌زند و #مردک‌چاپلوس ✍کریم خان زند هر روز صبح علی الطلوع تا شامگاه برای دادخواهی ستمدیدگان، رفع ستم و احقاق حقوق مردم در ارک شاهی می نشست و به امور مردم رسیدگی می کرد. یک روز مردک حقه باز و چاپلوسی پیش آمد و همین که چشمش به کریم خان افتاد، شروع به های و های گریستن کرده و سیلاب اشک از دیدگان فرو ریخت. او طوری گریه می کرد که هق و هق هایش اجازه سخن گفتن به او نمی داد. 🔹شاه که خود را وکیل الرعایا می نامید؛ دستور داد او را به گوشه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها